پارت صد و شصت و یک :


نگاهی به دستم که در دست ماهی قرار دارد، می‌اندازم.

- چون نمی‌تونم حریف دلم بشم که ازت نخوام نباشی و نمی‌تونم حریف دنیا بشم که تا ابد کنارم باشی.

ماهی آب دهانش را قورت می‌دهد و مات نگاهم می‌کند.

سخت‌ترین لحظه‌های عمرم را سپری می‌کنم. ساعت عمر روی ساعت شنی تنظیم شده و من هرچه تلاش کنم نمی‌توانم از پس این شتاب گذر زمان بر آیم.

- داری سختش می‌کنی محم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    عالییییی ییییی

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    چقد ماهی هم خنگه

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    چون هنوز کار داره

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    بابا این ماهی چطور دکتر شده اینقد واضح محمد داره باهاش حرف میزنهههههه ممنون از پارت زیباتون

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نمی‌دونم گیرایش ضعیفه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    چند روز نبودم و امروز این پارت های زیاد رو خوندم ، خیلی قشنگ بودن ممنون نویسنده عزیز دلم به حال هر دوشون میسوزه ،محمد خیلی گناه داره.. نگرانم یعنی قراره چه اتفاقی بیفته بعد از این دو روز؟!...

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    عزیزم نوش نگاهت

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    محمدبیچاره ماهی راهم سردرگم میکنه

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۱ سال پیش
  • ساپرک

    0

    بابا ماهی محمد عاشقته.چرا نمیگیری دختر😮 💨😁حرصی شدم😂

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    والا همینو بگو

    ۱ سال پیش
  • شکوفه

    0

    کوتاه بود تا بیام درصد اکلیل قلبم و بسنجم تموم شد به فکر مخاطب باش خانم نویسنده اکلیل قلبم اومده پایین😊

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۱ سال پیش
  • شاپرک

    0

    وای استیکره چرا اون شکلی اومده؟😂😂

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!